به رسم احترام سلام
به رسم ادب سپاس و فراوان سپاس به خاطر همه زحمات بی دریغ،به خاطر همه لحظه هایی که همه با هم به خاطر یک هدف قدم در کلاس گذاشتیم و تو با عشقی مقدس زکات علمی را که فرا گرفته بودی پرداختی،برایم گفتی و گفتی
اما از آنچه که از آن سوی آبها بوده،آنچه هست و خواهد بود و باید باشدو داخل پرانتز گفتی : البته اینها در ایران اجرایی نیست!!!
نام ما را از لیست بایدها حذف کردی و گفتی آنچه داریم جز تکرار بی محابای آنچه آن سوی آبها بوده نیست!
از من و آنچه بودم ،آنچه میتوانم باشم،از آنچه از دست داده ام و برای به دست آوردنش چه باید بکنم نگفتی!از بزرگانی که که برای بودنم در اینجا از چه ها گذشتند و من از یاد برده ام ،از تلاش همان عده ای که هنوز هستند و پایبند وبرای اعتقاد و آرمان خود،برای خدمتگذاری از همه چیز گذشته و هنوز راه را میروند نگفتی! از آنهایی که گمنامند!
از نقش تک تک ما برای رسیدن ،برای گام نهادن در جای پای آنها نگفتی،از تلاش خودت برای برگرداندن از دست رفته ها ، از گامهای موثرت،هرچند کوچک نگفتی تا با دیدنت افقی برایم ترسیم شود که من هم به اندازه یک شمع در خاموشی تاریکی نقش داشته باشم تا خود خورشید بیاید !! تا سحری که نزدیک است اگر...
و در این میان هیچ کس صدای مرگ آرمان را نشنید.. هیچکس صدای شکستن اعتماد به نفسم را،له شدن هویتم را نشنید !!!......
سکوت بود وتایید!!

هیچکس نپرسید که
چرا میان قشر جوان دانشجو که باید مبدا تحولات باشد ،اینقدر ناامیدی و بی تفاوتی و نداشتن یک افق از کجا و چرا پیدا شد؟؟؟؟؟!!
دلم زخم برمیداشت و صدای امام (ره) در گوشم می پیچید :
"...مبادا اساتید و معلمینی که به وسیله معاشرتها و مسافرت به جهان به اصطلاح متمدن،جوانان ما را که تازه از اسارت و استعمار رهیده اند،سرزنش و تحقیر نمایندو خدای ناکرده از پیشرفت و استعداد خارجیها بت بتراشند و روحیه پیروی و تقلید و گداصفتی را در ضمیر جوانان تزریق نمایند.به جای اینکه گفته شود دیگران کجا رفتند و ما کجا هستیم ،به هویت انسانی خود توجه کنند و روح توانایی و راه و رسم استقلال را زنده نگه دارند. مبارزه علمی برای جوانان زنده کردن روح جستجو و کشف واقعیته و حقیقتهاست."
ای کاش میشد این صدا را بلند کرد تا همه بشنوند... ایمان دارم که فطرتهایی که بیدار است،وجدانهایی که خاموش نیست،همه این کلام را به گوش جان خواهند سپرد !! دست به قلم بردم ، قلمی که پروردگارم به آن سوگند خورده است..
برای تو استاد عزیزم تا به یاد بیاوری ،تا بدانی من و همکلاسی هایم ، من و دوستانم چقدر به حمایت تو ، به ایمان تو ،به امید تو و امیدی که به من میدهی ، به راهی که جلوی پایم میگذاری نیازمندیم ! ! !
نیازمند جهاد تو برای رسیدن و نیازمند چراغ راه بودنت........
برایت بهترینها را از خدایم خواهانم...
روزت مبارک...
منبع:http://azaderaha.mihanblog.com

عکس بالا از «یاهو» است (یاهو یک تشکر برای ذکر منبع به من بدهکار شد!) که چند روز پیش روی صفحه اصلیاش قرار داشت. عکس کوچکی است، اگر بزرگ بود میگذاشتمش روی دسکتاپ لپ تاپم تا مرتب چشمم بیفتد به این نوشته روی دیوار و فشار خونم بیفتد پایین! اول که عکس را دیدم یک لحظه فکر کردم، جایی در ایران است. وقتی فهمیدم مربوط به اعتراض به برگزاری مسابقات «فرمول ۱» در بحرین است، چند تا فکر با هم هجوم آورد به سرم. اول اینکه «یاهو»، همینقدر فهمیده که این دیوار نوشته مربوط به «بهار عربی» است که آنرا برداشته زده توی صفحه اولش و از «بیداری اسلامی» بیخبر است! دوم اینکه سوادش فقط به خواندن جمله سمت چپ این تصویر رسیده «BOYCOTT F1 IN BAHRAIN» اما جمله سمت راست را نتوانسته بخواند. اصلا فرض کنیم عربی هم بلد بوده؛ باز میگویم نتوانسته بخواند! اگر خوانده بود، منتشرش نمیکرد (خودم را گذاشتم جای یاهو!). دوم اینکه کوبندهتر از خون شهدا، معرفت پیروان شهداست. با این عکس یاد شهید بهروز مرادی و جمله مشهورش افتادم که در ورودی خرمشهر نصب کرده بود؛ «کوچههای این شهر به خون مطهر است، با وضو وارد شوید.» اصلا خون شهید برای استفاده ابزاری است و الا فایدهای ندارد!! «اتسابقون علی دماء الشهداء»... یعنی کوچههای این شهر به خون مطهر است، گم شوید بروید بیرون! «بهروز مرادی» جمله خود را برای پیروان شهدا نوشته بود اما امروز جمله او از روی این دیوار در منامه سر درآورده است، برای دشمنان شهدا. اینکه کفار بتوانند آنرا بخوانند یا نه، مهم نیست. مهم این است که بچههای قرن پانزدهم هجری تقدیر عالم را از نخلستانهای حاشیه اروند رقم زدند تمام شد! خار چشم کفر در جهان امروز، رهروان شهدا هستند نه هیچکس دیگر. اردوغان مسلمان هم که باشد، کفر از او نمیترسد در عوض از «حاج قاسم» ما طوری میترسد که میخواهد او را بکشد. تیم «پورشه» از پیروان شهدا در بحرین ترسید و مسابقات فرمول ۱ را ترک کرد. اما روی خون شهدا مسابقه دادن فقط مختص مسابقات «فرمول ۱» است آیا؟! روی خون شهدا مسابقه ندهیم.
| عشق من! پاییز آمد مثل پار :: باز هم، ما باز ماندیم از بهار احتراق لاله را دیدیم ما :: گل دمید و خون نجوشیدیم ما باید از فقدان گل، خونجوش بود :: در فراق یاس، مشکی پوش بود یاس بوی مهربانی می دهد :: عطر دوران جوانی می دهد یاس ها یادآور پروانه اند :: یاس ها پیغمبران خانه اند یاس یک شب را گل ایوان ماست :: یاس تنها یک سحر مهمان ماست یاس بوی حوض کوثر می دهد :: عطر اخلاق پیمبر می دهد اشک می ریزد علی مانند رود :: بر تن زهرا: گل یاس کبود این دل یاس است و روح یاسمین :: این امانت را امین باش ای زمین گریه کن چون گریه ی ابر بهار :: گریه کن بر روی گلهای مزار گریه کن زیرا که شبنم فانی است :: هر گلی در معرض ویرانی است زخم آن گل در تن من چاک شد :: آن بهار مرده در من خاک شد این شعر گوشه ای از سروده بسیار زیبای جناب احمد عزیزی است. که الان در بستر بیماری هستند. بیاید همگی برای سلامتیشون دعاکنیم .... ************************
|

.jpg)
من فیلم قلاده های طلا رو فقط یه بار دیدم ، اونم با اعمال شاقّه .
امیرعلی صفا در وبلاگ آینده از آن حزب الله،مطلب خوبی درباره این فیلم نوشته که دیدم بهتره مخاطبان این وبلاگ چه اونایی که فیلم رو دیده ن و چه اونا که می خوان برن و ببینن، این مطلب رو مطالعه کنند. تا من بخوام یه دور قمری لقمه رو دور سرم بچرخونم و بگم که چی به چیه ، اکران فیلم تموم شده ! فقط یه موضوع اون هم اینکه اگه از من بپرسن که آیا حاضرم از این فیلم دفاع بکنم و یا دیدنش رو توصیه کنم ، جوابش قطعاً مثبته.این فیلم نگاهی به هیچ حزب خاصی نداره و و یک جریان ملی رو مطرح میکنه.فیلمی از تکه های وقایع نفس گیر درباره هشت ماه دفاع از جمهوریت نظام.قلاده های طلا، نمود عینی دیالوگ اون مدیر وزارت اطلاعات در فیلم به رنگ ارغوانه که رو به شهاب 8 می گه : "حاشیه گزارش ، مهمتر از متن گزارشه ".
اینم عین اون مطلبی که در وبلاگ آینده از آن حزب الله با عنوان "14 نکته درباره قلاده های طلایی که فراتر از انتظارم بود" میخونید:
۱) فرای از اینکه داریم در مورد چه فیلمی حرف میزنیم، این شور و شوقِ پیرامون فیلم را دوست داشتم. چرا که خیلی وقت بود چنین جوِ قشنگی را در سالن سینما ندیده بودم. مردمی که آمده بودند و آماده بودند که یک "فیلم" را ببنید نه اینکه صرفاً آمده باشند سینما! اتفاقی که خیلی به ندرت در سینمای ما میافتد. یک هیجان و رغبتِ خودجوش مردمی که فقط یک فیلم حرفدار میتواند آنرا ایجاد کند و چه خوب بود نه هر ماه که لااقل سالی چند بار چنین تجربهایی تکرار میشد.
۲) اگر فیلم را هنوز ندیدهاید شاید شما هم بر اساس موضعگیری برخی گروها در مقابل این فیلم، فکر میکنید قرار است یک فلیم در نقدِ جنبش سبز ببنید، اما باید بگوید سخت در اشتباه هستید! من از ابتدا تا انتهای فیلم تقریباً نقدِ خاصی به معترضین انتخابات ۸۸ ندیدم. اساساً "قلادههای طلا" قبل از آنکه یک فیلم سیاسی به معنای مد نظر ما باشد یک فیلمِ اطلاعاتی عملیاتی با داستانی قوی و نهایتاً یک نقد بسیار قوی درونگروهی است. و با این نگاه است که دو ویژگی اصلی این فیلم یعنی "انصاف" و "شجاعت در بیان" به خوبی مشاهده میشود.
۳) "انصاف" از آن جهت که بسیار عالی خط کشی میشود میان خرابکاران و معترضان! تا جایی که من احساس میکنم برخی دوستان سبز که با این فیلم مخالفت میکنند یا قطعاً فیلم را ندیده نقد مینویسند و یا ذرهایی انصاف ندارند. و شجاعت بسیار قوی که من به احترام این شجاعت کلاه از سر برمیدارم. اشتباه نکنید! بحثِ ساخت فیلمی ضد سبز و قضایای درونی سینمای ایران نیست که اساساً "قلادههای طلا" تقریباً به هیچ عنوان ضدسبز نیست، بلکه حرف بر سر شجاعت در نقدِ صریح و گاهی حتی گزنده نسبت به وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران و البته ورود به نقد خاندان سلطنتی ایران است!
۴) از همان تیتراژ ابتدایی فیلم که صدای گویندهی فرودگاه است و تعَدُدِ نشستن پروازهای خارجی؛ میشد فهمید که این طعنهایی است به عدم توجه وزارت اطلاعات به ورود اینهمه پروازهای خارجی به ایران اما هرگز فکر نمیکردم قرار است سوژهی اصلی فیلم نقد وزرات اطلاعات باشد! آنهم اینقدر صریح و مستقیم. و تا آخر فیلم هم در لوای مرور حوادثِ تلخ ۸۸؛ کش و قوس پیرامون همین قضیه ادامه دارد و وقتی بعد از آرام شدن قضایا در انتها؛ فیلم القاء میکند حالا برعکسِ اول تمامی ورود و خروجها کنترل میشود و بعد هم فضای آرام و زیبایی که بعد از این کنترل به نمایش گذاشته میشود به خوبی دارد میگوید اگر وزارت اطلاعات کوتاهی نمیکرد شاید اساساً قضایای تلخِ بعد از انتخابات ۸۸ اتفاق هم نمیافتاد! (عمو فیلترچی، البته خوب این فقط یک حدس است).
۵) فیلم با داستانِ کوتاهِ بمبگذاری توسط سرویسهای خارجی در هواپیمایی که "محمد خاتمی" هم یکی از سرنشینان آن است آغاز میشود و قرار است مثلِ فلان کشور که حزب هیچ شانسی برای پیروزی نداشته اما با ترورِ یکی از شخصیتهای مهمِ حزب و مظلومنمایی، حزبِ مطلوبِ سرویسهای خارجی استقبال مردمی را جذب میکند شروع میشود و البته خیلی سریع هم از این موضوع میگذرد.
۶) یکی از نکات جالب اینکه "شریفینیا" و "امین حیایی" را در نقشهای مثبتی میبینیم که انتظار آنها را هم نداریم!
۷) اگر پیش و پس از انتخابات کفِ خیابان بودهاید بازسازیهای موفقِ صحنههای کارناوالهای انتخاباتی پیش از ۲۲ خرداد و پس از آن همان هیجان را به خوبی در شما زنده خواهد کرد و انصافاً کار سنگینی بوده بازسازی صحنههایی به این گستردگی به این حد از موفقیت؛ صحنههای بیسانسوری که خیال میکنید مستند هستند و واقعی!
۸) یکی از زیباترین اتفاقات فیلم که برخواسته از همان انصاف و واقعنگری "طالبی" است؛ خواهر و برادری هستند که یکی هوادار دکتر احمدینژاد است و دیگری هوادار مهندس موسوی که حتی در تظاهراتِ بعد از انتخابات هم شرکت میکند. بحثهایی که ما بین این دو درمیگیرد؛ کری خواندنها، عصبی شدنها و البته سرانجام آنها زیباست و ستودنی و البته به دور از هرگونه غیرواقعنگری. چیزی که واقعاً وجود داشت، من و برادرم هم با هم چنین بودیم، "طالبی" کسی را سانسور نمیکند، هوادار موسوی بودن را به آدم بدِ فیلم نسبت نمیدهد، پسرِ هوادارِ موسوی رفتار ناشایست ندارد، دخترِ هوادار احمدینژاد یک قدیسه نیست. قرار نیست ما از پسرِ هوادار مهندس موسوی بدمان بیاید، فقط در انتها مثل بسیاری از هواداران آقای موسوی بعد از اینکه متوجه خرابکاریها شدند؛ دیگر در تظاهرات شرکت نمیکند. دقت کنید به فضای دلنشین و دوستداشتنی گفتگو در خانوادهی این دختر و پسر و گفتگوهای خشن و مشمئز کنده در خانههای تیمی و خطکشیهای قابل باور بین این دو فضا.
۹) یکی دیگر از تیکههای جالب و خوب فیلم هم مرورِ مناظرهی دکتر احمدینژاد و مهندس موسوی است. اولاً تجدید خاطرهی جالبی است در ثانی اوج شجاعتِ طالبی است که مامورِ ردهبالای اطلاعات انگلیس میگوید از خودش خبر گرفتید؟ و جواب میشنود که نه! آقازادش خبر داده!! و بعد از آن هم بلافاصله اعتراض مامور جوان اطلاعات (مهندس کامرانی که نقش آنرا امین حیایی به خوبی بازی میکند) که چرا دقت نمیکنید به نامهی هاشمی؟ و بعد از آن پخش صحنهی واقعی "عفت خانم" که اگر پیروز نشد بریزد در خیابانها!
۱۰) قلادههای طلا به شدت مستند به واقعیت است و بروز این واقعنگری در زمان اعلام نتایج بسیار دیدنی است! وقتی که تقریباً هیچکدام از گروهها تعجب نمیکنند از پیروزی دکتر احمدینژاد. انگار که همه برایشان کاملاً قابل پیشبینی بوده چنین اتفاقی. همان چیزی که اکثر معترضین شاید به زبان نیاورند اما در دل میدانستند دکتر پیروز است.
حتی وقتی هنوز خرابکاران وارد ماجرا نشدهاند و فقط مردم عادی معترض هستند پلیس هیچ دخالت و ممانعتی نمیکند. چیزی که شاید شما هم دیده باشید لااقل من به چشم خودم دیدم مامورین ضد شورش در روزهای اول روی موتورهای خود شاتوت میخوردند و به مردم نگاه می کردند فقط!
۱۱) به نظرم روی اصلی سخنِ فیلم با اهمالگرانِ در وزارت اطلاعات است و به همین خاطر است که بچهی دکتر(مامور رده بالای اطلاعات و مسول مانیتورینگ انتخابات) هم سقط میشود تا نشان داده شود این اهمال نه فقط برای مردم خطر داشت که بلکه خودِ اهمالگران هم متضرر شدند. در جای جای فیلم هم به این اهمال اشاره میشود. جایی که "امین حیایی" فریاد میزند "بیش از ۳۰ گزارش عملیاتی ارائه کردم ولی هیچکدوم به بالا ارسال نشد!" یا جایی که همین مامور جوان میگوید نیازی نیست خیلی دقت کنید، فقط اگر یکبار کتابهای جینشارپ را خوانده باشید یا نگاهی به گرجستان انداخته باشید متوجهِ طراحی کودتای مخملی میشوید. یا جایی که دکتر بارها میگوید من زیاد از این درگیریها دیدهام، چیز مهمی نیست و سعی میکند فضا را آرام نشان دهد.
(اگر فیلم را ندیدهاید این تیکه را نخوانید؛ خطرِ لوث شدن!!). البته من نپسندیدم که دکتر نفوذی نشان داده شد؛ چون هر اهمالگری صرفاً نفوذی نیست؛ بلکه زیرسر برخیها وقعاً بالش نرم است. دقیقاً مثل سکانسی از فیلم که بچههای پایگاه بسیج در سختترین شرایطِ ممکن هستند اما دوستان (!) در مرکز کنترلشان با نگاهی به صفحهی مانیتورینگ میگویند همه چیز آرام است و مردم رفتهاند خانه!
۱۲) در همین حال و هوا هستید که یکهو خیلی گذرا و غیرمستقیم صدای خانم رهنورد در مصاحبه با بیبیسی فارسی و نظریهی شامخ داماد و عروس به گوش میرسد و انفجار خنده در سالن سینما! باور کنید نه طالبی مثلِ افتضاحِ اخراجیها ۳ کسی را تمسخر میکند و نه جلفبازی پخش میشود بلکه فقط اصلِ یک مصاحبه پخش میشود که اگر خنده دار است باید به خانم رهنورد تبریک گفت یا از او انتقاد کرد!
۱۳) اوج زیبایی فیلم پرداخت خوب به قضیهی حمله به پایگاه بسیج است. جایی که وقتی واقعیت با هنرمندی بر پردهی سینما نمایش داده میشود تیراندازی و حتی کشتنِ حمله کنندهها از سوی بسیجیان نه تنها نیازی نیست سانسور شود، بلکه به عنوان یک انتظار مخاطب چندین بار نشان هم داده میشود. بله بسیجی با اسلحهی گرم کسی را میکشد. اما حتی نشان دادن آن هم چیزی از مظلومیت بچههای بسیج کم نمیکند. این تیکه را باید خودتان ببنید و من از توضیح آن معذورم چرا که اگر بنا باشد فقط یک مطلب مجزا باید در مورد این تیکه از فیلم بنویسم.
اما فقط به عنوان مثال یک گفتوگویی بین دو بسیجی پایگاه وجود دارد که یکی مغموم نشسته و میگوید من در راهپیمایی بودم و دیدم که مردم خیلی زیاد بودند! اگر همهی آنها به اینجا حمله کنند؟ و طرف مقابل جواب میدهد آن مردمِ خیلی خیلی اگر میخواستند خیلی سریع اینجا را میگرفتند، اما اینها که حمله میکنند (و در فیلم به خوبی گوشهایی از این حمله نشان داده میشود) مردمِ معترض نیستند! اینها کسانی هستند که مردم حالشان را گرفتهاند و از مردم کینه دارند!
نکتهی کلیدی که جلوگیری از سقوط پایگاه به دلیلِ وجود سلاح در آن هست هم بیان میشود. مظلومیت؛ عدم سانسور و فضای دلنشینی که یادآورِ جبهههاست؛ آنقدر واقعی و ملموس است که مخاطب به خوبی همراه میشود. و سکانسِ همکاری برخی از مامورینِ پلیس و وزارت اطلاعات با سرویسهای خارجی هم جسارتِ کارگردان است.
14) در همین گیرودارِ درگیری جذاب و پراز نکته بین ماموران اطلاعاتی ایران و خارجیهاست که سخنان رهبر انقلاب پخش میشود مبنی بر اینکه دستهای خارجی را ببنید در این حوادث! و اینجاست که منتظریم نه دی سریعتر برسد اما… (نکتهی ۴ را دوباره بخوانید).
تا انتهای فیلم هم همچنان سوالِ من بیجواب ماند که چرا برخی سبزها با این فیلم مخالفت کردهاند؟ ندیده نقد میکنند یا انصاف ندارند؟ بله؛ من هم قبول دارم که اتفاقاً قشنگی کارِ تحسین برانگیز "طالبی" در جایی بیشتر نمایان میشود که از آن طرف هم کسی با همین انصاف بتواند فیلمی به این صراحت بسازد اما این ربطی به فیلم ندارد، البته این را برای آنها نمیگویم که جد و آبادِ از تدارکات تا کارگردان و بازیگرانی همچون امینحیایی و دیگران و حتی خانواده محترم رجبی :) را به فحش کشیدهاند. خوب همچنان فحاشی کنند، به درک!. ولی برخی مثلاً با انصافها چرا نظرِ منفی نسبت به این فیلم دارند؟
در آخر به قول دوستی سرِ زیبایی قلادههای طلا شاید در آخرین چیزی است که روی پردهی سینما به نمایش گذشته میشود. آنجا که "طالبی" فیلم را تقدیم میکند به…

ای خدا .....
ای دگرگون کننده احوال کائنات ، و ای هستی بخش بی زوال! با یاد روشن تو ، بهاری دیگر در صحنه زمان ، متولد میشود . تا مهد تولد سالی تازه باشد.
سلام بر تو که تازگی را دوست داری و بهار را بهانه تجلی سلایقت در ذات عالم داده ای.
صدای قدم های سبز بهار در گوش جان زمین است
تقویم را ورق میزنم ، ثانیه ها در شتابند و دقایق بی قرار و بی تاب و ساعات در هیجان ماجرایی خوش
من اما.....
در خیال ماجرای خوشی دیگر
ماجرایی كه از آدم تا خاتم مژده اش را داده اند
اما .....
دوست ندارم خود را اسیر كلمات كنم
بی پرده بگویم
دلم گرفته یا بقیه الله
سالهاست كه عادت كرده ایم به دوری از حس پرشور بودن در كنارتان
امسال هم چشمانمان در انتظار دیدارتان بر درگاه جمعه ها خشك شد و نیامدی.
چه حس دلگیری دارد روزهای آخر سال و ندیدن گل روی شما.
چه حس دلگیری دارد آخرین ماه سال و وعده ملاقات بهار بدون استشمام بوی شما.
"ماه دوازدهم آمد...اما.....ماه دوازدهم نیامد"
تكراری شده روزهای عمرم بی شما
متی ترانا و نراك یا صاحب الزمان
همه شور و هوای بهار را در سر دارند
و هوای دل من آقاجان....
همچنان بارانیست
آقا ، هر جمعه كه دل میگیرد ، برایم حكایت درماندگی شما از پرونده اعمالم را به ارمغان می آورد. و صد افسوس و دریغ كه خود نیز نتوانستم این نفس را لجام و دهنه ای زنم تا شما را از این درماندگی برهانم.
دل را از غبار شرك ، كفر ، منیت ، غرور ، شهوت ، نسیان و نفاق پاك كنیم
وآنگاه دلی خواهیم داشت كه لایق است اسم مهدی(عج) را صدا كند و برای غریبی او بگرید.
آری بیائید با تحول خود كمی از تنهایی آقایمان بكاهیم.
بیائید اولین دعایمان در لحظه تحویل سال تنها برای آقایمان باشد:
خدایا ، سال 91 را سال ظهور مولایمان قرار ده و ما را ازمنتظران واقعی ایشان بگردان.....آمین
امیدوارم سال دیگه همصدا با اربابمون زمزمه كنیم:
یا مقلب القلوب و الابصار
یا مدبر الیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال
حول حالنا الی احسن الحال
دستان کوچکش به سختی به شیشه های اتومبیل حاجی می رسد.
آقا.....آقا دعا می خری؟
وحاجی سرش را بر می گرداند .....
و این بار دخترک با التماس:آقا تو رو خدا .....آقا تو رو خدا یه دعا بخر...
وحاجی شیشه اتومبیلش را بالا می برد،تسبیح دانه درشتش را می گرداند و برای فرج آقا دعا می کند....

آقای اوباما!
این ما هستیم که گزینه هایمان را روی میز میگذاریم
آری
همواره این چنین است
اراده ملتی بزرگ میتواند
معادلات دنیای کوچک و محدود استکبار را بر هم بزند
و ما اراده کردیم که
زیر لوای ولایت آقایمان ، مولایمان و رهبرمان
سرنوشت سرزمینمان را خودمان رقم بزنیم
فصل چیدن میوه های مردم سالاری دینی فرا رسیده
بعد از تهدید شیاطین کفر و ظلم
بعد از ترورهای بزدلانه دانشمندانمان
بعد از تمام بن بستهایی که چاره ای جز تحریم برای گرگ صفتان نمیگذاشت
..........
دیگر تفنگ شما خالی از فشنگ است
جنگ،تحریم،تهدید،صدور قطعنامه،ترور،کودتا،شورش همه و همه را به کار گرفته اید
ولی امروز نوبت ماست
بعد از تمام فشارهای سیاسی
در اول وقت
با نیت خالصانه
در انتخابات شرکت کردیم
از حق انتخابمان دفاع کردیم
شرف و دین خود را به سیاست بازان نفروختیم
به جهانیان آموختیم دموكراسی را
وحدت را
و خصوصیات امت یكپارچه محمد(ص) را.
ثابت كردیم ایران همچنان ام القرای جهان اسلام است
مهد اسلام است و جمهوریت
فصل چیدن ثمره های مردمسالاری دینی فرا رسیده
و ما با گزینه ی حضور خور
تمام گزینه های روی میز مشتی یاوه گو را
به زباله دان فرستادیم
و باز هم....
رو سیاهی به زغال ماند
همانطور که در تصویر مشخص است تنگه هرمز مهمترین کانال انتقالی نفت به بازارهای جهانی بشمار میآید. از این تنگه روزانه بیش از 15.5 میلیون بشکه نفت عبور میکند که این آمار خود حاکی از اهمیت بسیار زیاد این تنگه و نقش آن در اقتصاد جهانی است.

با نگاهی به این تصویر میتوان به ذخایر نفتی مختلف جهان نیز پی برد که در این میان خاورمیانه با داشتن ذخایری بیش از 750 میلیارد بشکه نفت، بزرگترین منطقه نفتخیز جهان به حساب میآید. در این میان، سهم ایران و عربستان بیشتر از دیگر کشورهای خاورمیانه است که این امر سبب شده است تا این دو کشور جزو بزرگترین کشورهای دارای منابع نفتی جهان به حساب آیند.
مسلماً با توجه به بحران اقتصادیای که کشورهای اروپایی و آمریکا با آن دست به گریبان هستند، افزایش قیمت نفت به هیچ وجه به نفع آنها نبوده و میتواند تأثیر بسیار منفیای بر اقتصاد متزلزل و شکننده آنها داشته باشد.





حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار جمعی از فرماندهان، مسئولان و کارکنان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی در حسینیه امام خمینی(ره)، مهمترین درسِ اقدام شجاعانه و خط شکنی بزرگ نیروی هوایی در نوزدهم بهمن سال 57 را درک تأثیرگذاری ابتکار و اقدامِ به هنگام و لزوم حرکت رو به جلو با نگاه امیدوارانه به آینده دانستند و تأکید کردند: تحولات اخیر منطقه و بیداری اسلامی در میان ملت ها، نشانگر حقانیت و ادامه حرکت بالنده، و اسلامی ملت ایران است و این حرکت مردمی بعد از گذشت 33 سال همچنان با طراوت و پرنشاط به سمت اهداف اصلی خود به پیش می رود.
در
این دیدار که همزمان با سالروز بیعت تاریخی جمعی از همافران نیروی هوایی
ارتش با امام خمینی (ره) در نوزدهم بهمن سال 1357، برگزار شد، رهبر انقلاب
اسلامی، حادثه نوزدهم بهمن را یک خاطره فراموش نشدنی و نقطه ای درخشان در
تاریخ انقلاب اسلامی برشمردند و افزودند: یکی از عبرتها و درس های این
رویداد تاریخی، درس اقدام، ابتکار، ایستادگی، کار به هنگام و تأثیر آن در
حرکت جامعه و کشور است.
حضرت
آیت الله خامنه ای با یادآوری شرایط بسیار حساس و سرنوشت ساز بهمن ماه سال
57، خاطرنشان کردند: اقدام جمعی از همافران نیروی هوایی ارتش در بیعت با
امام خمینی (ره)، در آن شرایط، کاری بسیار بزرگ بود که تأثیر خود را گذاشت و
موجب شتاب گرفتن تغییر روند امور شد.
ایشان
با اشاره به تأثیر بالای اقدام ابتکاری، به موقع و به هنگام در هر عرصه
ای، تأکید کردند: یکی از نتایج عبرت آموزی از این حادثه تاریخی، متوقف نشدن
در گذشته و حرکت رو به جلو با نگاه امیدوارانه به آینده است.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: اگر کشوری بخواهد عزت، هویت، امنیت و منافع خود را به دست آورد، همواره نیازمند ابتکار، کار و تلاش است.
حضرت
آیت الله خامنه ای، علت اصلی عقب ماندگی کشورهای اسلامی در چند صد سال
گذشته را، غفلت و توقف، و نداشتن حرکت متناسب با زمان و آینده دانستند و
خاطرنشان کردند: نقطه مقابل غفلت، بیداری است که تحرک می آورد و باید در
این زمینه به گونه ای تلاش کرد که شتاب حرکت از شتاب جبهه مقابل بیشتر
باشد.
ایشان
افزودند: رسیدن به شتاب مورد نظر در مسیر حرکت رو به جلو، نیازمند تلاش
مضاعف آحاد جامعه بویژه دولت، مسئولین بخشهای مختلف و نیروهای مسلح است.
رهبر
انقلاب اسلامی حرکت بیداری اسلامی در منطقه را نشانگر حقانیت جمهوری
اسلامی ایران و پیشرفت حرکت نظام اسلامی دانستند و تأکید کردند: امروز
شعارهای ملت ایران در سراسر منطقه فراگیر شده و کشورهایی که دنباله رو جبهه
استکبار بودند، اکنون در کنار ملت ایران هستند و اهداف و شعارهای آنان را
پیگیری می کنند.
رهبر
انقلاب اسلامی افزودند: تحولات اخیر منطقه نشان می دهد که ملت ایران
توانسته است در طول سه دهه، برای خود، یاوران، همراهان و همگامانی پیدا
کند.
حضرت
آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: ما نمی گوییم که ملت ایران، تحولات
اخیر منطقه را بوجود آورده است اما نادیده گرفتن تأثیر بیداری ملت بزرگ
ایران در بیداری اسلامی منطقه نیز منطقی نیست.
ایشان جمهوری اسلامی ایران را مادر بیداری و حرکت اسلامی در منطقه خواندند و افزودند: نظام اسلامی در حال حرکت به سمت هویتی حقیقی، ماندگار، مستحکم، قابل دوام و قابل دفاع در مقابل تهاجم ها است.
رهبر
انقلاب اسلامی در تبیین این موضوع تأکید کردند: هویت اسلامی، اتکاء به
خداوند متعال، احساس عزت از مسلمان بودن، تکیه بر ظرفیت ها و نیروهای
خدادادی فردی، جمعی، ملی و طبیعی، و فراخوانی دنیا به سوی ارزش های معنوی،
اهداف والا و حقیقی نظام اسلامی است.
حضرت
آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه تمدن مادی غرب نتوانسته است خوشبختی و
سعادت حقیقی را برای بشریت به ارمغان بیاورد، افزودند: دنیای غرب و
کشورهای پیرو آن از غرق شدن در مادیگری، رواج آزادی های جنسی، و رهایی از
معنویت و قیود الهی، هیچ بهره ای نبرده اند، زیرا علاوه بر اینکه عدالت،
رفاه عمومی و امنیت تأمین نشده، نظام خانواده و تربیت نسل های آینده نیز با
مشکلات بسیار جدی مواجه شده است.
ایشان تأکید کردند: پیام انقلاب اسلامی، پیام معنویت و ارزش های الهی و رهایی از این حرکت بدبختی زا در دنیای غرب است.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: البته اسلام در کنار معنویت، به تأمین نیازهای مادی بشر در حد اعتدال نیز توجه ویژه دارد.
رهبر
انقلاب اسلامی، برگزاری جشن های مردمی در سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، در
33 سال گذشته را، در دنیا و در میان انقلاب ها بی سابقه خواندند و
افزودند: هر سال و حتی در بدترین شرایط جوی، میلیون ها نفر در سراسر کشور،
در 22 بهمن به خیابان ها می آیند و سالگرد انقلاب اسلامی را گرامی می
دارند، که این موضوع نشان دهنده استمرار حرکت مردمی انقلاب است.
حضرت
آیت الله خامنه ای تأکید کردند: در 22 بهمن امسال نیز به توفیق الهی و با
هدایت خداوند متعال، همه خواهند دید که مردم ایران چگونه به میدان خواهند
آمد.
ایشان
در بخش دیگری از سخنان خود، نیروهای مسلح را به ارتقای معنویت و خودسازی،
بالا بردن سطح آموزش ها و انضباط و سازماندهی توصیه کردند و افزودند: حفظ
انضباط در کنار تقویت روحیه برادری و آمادگی برای فداکاری و از جان گذشتگی
در راه خدا، از ویژگی های نیروهای مسلح اسلامی است.
در
ابتدای این دیدار امیر سرتیپ خلبان شاه صفی، فرمانده نیروی هوایی ارتش ضمن
گرامیداشت نوزدهم بهمن، سالروز بیعت تاریخی همافران با امام خمینی (ره)
گزارشی از توانمندی های داخلی و پیشرفت های نیروی هوایی ارائه کرد و گفت:
ساخت و بکارگیری موشک های هوا پایه و هوا به زمین، موشک های ضد رادار، موشک
های لیزری و بمب های هوشمند، افزایش توان عملیاتی جنگنده بومی صاعقه،
ارتقای توانایی ها در جنگ الکترونیک و ساخت شبیه سازها، بخشی از اقتدار و
توانمندی نیروی هوایی ارتش است.

اینجا دانشگاه است..... چه فرقی میکند کدام دانشگاه؟.... مهم این است، سر درورودی اینجا واژه مقدس دانشگاه حک شده.....اینجا که قدم میگذاری ، بوی معرفت را حس میکنی،بوی علم....معرفت و علمی جهاد گونه.
اینجا دانشگاه است ، جایی که شهریاری ها ،علی محمدی ها، رضایی نژادهاو ....احمدی روشن ها را تربیت کرده . لاله های سرخی که افتخار عَلَمداری تمام تشنگان علم و حقیقت جویان را تا ابد به نام پاک خود سند زدند.و هیهات اگر بگذاریم عَلَم پاکشان بر زمین بیفتد.
آری، در مملکتی که دین مردمانش ، دین تعلیم و تربیت است ، دینی که اولین آیه های آسمانی اش نشان ازقداست علم و علم آموزی دارد، اقرأ باسم ربک الذی خلق. خلق الانسان من علق.اقرأ و ربک الاکرم. الذی علم بالقلم. علم الانسان ما لم یعلم. دینی که معتقد است درقیامت ، قلم دانشمندان بر خون شهیدان سنگینی خواهد کرد ، کدام افتخاربالاتر ازاینکه شهید راه اولین آیه های دینت باشی؟
و به گفته سید شهیدان اهل قلم : مگر نه اینکه گردن ها را باریک آفریده اند تا درمقتل کربلای عشق آسان تر بریده شوند.
به راستی خون سرخی که ازرگهای مبارک شهدای راه جهاد علمی بر زمین ریخت ،درشریانهای هزاران دانشجو جریان دارد. و این ترورهای بزدلانه ، ذره ای از عزم این جوانان نخواهد کاست.از امروز دشمن با یک لشکر عظیم از مصطفی احمدی روشن ها طرف است. امروز ما سربازان امام خامنه ای با پیشانی بند "یامهدی" در سنگر شبکه های اجتماعی به حالت آماده باش در خواهیم آمد تا دشمن بداند اگر می خواهد مقابل پیشرفت جمهوری اسلامی را بگیرد، با ترور شهید مصطفی ره به جایی نخواهد برد. او باید همه مصطفی روشن ها را ترور کند. او باید با آموزش تروریست های حرفه ای در هر کوچه و برزن از کشور ایران روزانه صدها اتومبیل را به آتش بکشد.
و چه زیبا گفت مقتدایمان امام خامنه ای که:" رشد شتابنده علمی و فتح قله های دانش که با همت و عزم جوانان مومن و غیور و توانایی چون مصطفای شهید رونق یافته ، امروزقائم به هیچ فردی نیست. این یک جنبش تاریخی و برخاسته از یک عزم خلل ناپذیر ملی است."
و چه زیبا خانواده احمدی روشن درپاسخ مقتدایشان گفتند:" دشمنان زبون و یزیدیان زمان بدانند که با شهادت رساندن مصطفی ،ازحنجراین خانواده ندایی جز "ما رأیت الا جمیلا"و ازحلقوم ملت شریف ایران جزفریاد "یا لثارات الحسین" نخواهند شنید. دشمنان عنود داخلی و خارجی ملت سرافراز ایران اسلامی بدانند که هر قطره خون مصطفای عزیز ، هزاران جوان غیور و شهادت طلب دراقصی نقاط سرزمین اسلامی میپروراند که آرامش را ازاردوگاه استکبار و نظام سلطه خواهد ربود."ما ننسخ من آیه او ننسها نأت خیر منها او مثلا".
شک نکنید....فردا ازآن میلیونها شهریاری ،میلیونها علیمحمدی ، میلیونها رضایی نژاد و میلیونها احمدی روشن است.
بكشید ما را ، بیدارتر میشویم.
حماسه پرشکوه ده ها میلیونی نهم دی مردم ایران ، که در تاریخ 21 ساله انقلاب اسلامی بی نظیر بود و به خصوص حضور سه میلیونی مردم تهران نشان داد ملت در همه صحنه ها آنجا که لازم باشد ، حضوری عظیم و همه جانبه و بابصیرت خواهند داشت.
حماسه نهم دی نشان داد به رغم حیله ها ونیرنگ های معاویه ها و عمروعاص ها و عمربن سعدهای دوران ، ملت ایران بیدار است و اگر تاکنون دست به ریشه فتنه نبرده تا آن را برای همیشه درآورد ، تنها به دلیل آن است که گوش به فرمان رهبر خود دارد.
این گرد بادهای به غیرت درآمده
تسلیم رهبرند که طوفان نمیکنند
آقا ببین! برای دفاع از حریمتان
مردم دریغ ازدل و ازجان نمیکنند
حضور ده ها میلیونی مردم به آن کسانی که مسئولان را به آشوب های خیابانی و آتشفشان تهدید میکردند ، ثابت کرد آتشفشان خشم ولایتمداران بسیار پرگدازه تر و سوزاننده تراست. کافی است رهبرشان اشاره ای کوچک کند . آن وقت خیزش عظیم عاشوراییان و ریزش ناگهانی آشوبگران را خواهید دید.
آن موقع آیا حاضرید خون بدهید؟ ما که آماده ایم....

دیروز یا امروز یا فردا همین است
شیطان همیشه این طرفها درکمین است
این بار اگرچه در لباس نو ولیکن
فتنه رفیق کهنه این سرزمین است
ما هرچه خوردیم از خودی بوده نه ازغیر
این مار سی سال است که در آستین است
چون صخره باید بود پیش موج سرکش
سیلی جواب این هجوم سهمگین است
اینجا نه کوفه نه مدینه نه فلسطین
این مملکت ملک امیرالمومنین است
سردادن و سر را به ذلت خم نکردن
هرکس حسینی زندگی کرده چنین است
بالاتر از رنگ سیاه روضه ها نیست
ای آنکه گفتی رنگ ، سبز مخملین است. شعر از "محسن عرب خالقی"
در حقیقت، 9 دی آنطور که در کلام رهبر فرزانه ما تبلور یافته، نمادی از بصیرت، دشمنشناسی و حضور در عرصه مجاهدانه توسط مردم مسلمان ایران است.
آنچه که در ادامه میخوانید، متن کاملی است از بیانات و نظرات مقام معظم رهبری که طی دو سال گذشته درباره " 9 دی" بیان شدهاند.
در تاریخ ماندگار شد
روزهاى
سال، به طور طبیعى و به خودى خود همه مثل همند؛ این انسانها هستند، این ارادهها
و مجاهدتهاست که یک روزى را از میان روزهاى دیگر برمیکشد و آن را مشخص میکند،
متمایز میکند، متفاوت میکند و مثل یک پرچمى نگه میدارد تا راهنماى دیگران باشد.
روز عاشورا - دهم محرم - فى نفسه با روزهاى دیگر فرقى ندارد؛ این حسین بن على
(علیه السّلام) است که به این روز جان میدهد، معنا میدهد، او را تا عرش بالا
میبرد؛ این مجاهدتهاى یاران حسین بن على (علیه السّلام) است که به این روز، این
خطورت و اهمیت را میبخشد. روز نوزدهم دى هم همین جور است، روز نهم دىِ امسال هم از
همین قبیل است. نهم دى با دهم دى فرقى ندارد؛ این مردمند که ناگهان با یک حرکت - که آن حرکت برخاسته از همان عواملى
است که نوزدهم دىِ قم را تشکیل داد؛ یعنى برخاسته ى از بصیرت است، از دشمنشناسى
است، از وقتشناسى است، از حضور در عرصهى مجاهدانه است - روز نهم دى را هم
متمایز میکنند.
مطمئن باشید که روز نهم دىِ امسال هم
در تاریخ ماند؛ این هم یک روز متمایزى شد. شاید به یک معنا بشود گفت که در شرائط
کنونى - که شرائط غبارآلودگىِ فضاست - این حرکت مردم اهمیت مضاعفى داشت؛ کار بزرگى بود. هرچه انسان
در اطراف این قضایا فکر میکند، دست خداى متعال را، دست قدرت را، روح ولایت را، روح
حسین بن على (علیه السّلام) را مىبیند. این کارها کارهائى نیست که با ارادهى
امثال ما انجام بگیرد؛ این کار خداست، این دست قدرت الهى است؛ همان طور که امام در
یک موقعیت حساسى - که من بارها این را نقل کردهام - به بنده فرمودند: «من در تمام این
مدت، دست قدرت الهى را در پشت این قضایا دیدم». درست دید آن مرد نافذِ بابصیرت، آن
مرد خدا.
_ بیانات در دیدار مردم قم در سالگرد
قیام نوزدهم دى ماه 19/10/1388
مجاهدت به نفع انسان
در شرائط
فتنه، کار دشوارتر است؛ تشخیص دشوارتر است. البته خداى متعال حجت را همیشه تمام
میکند؛ هیچ وقت نمیگذارد مردم از خداى متعال طلبگار باشند و بگویند تو حجت را براى
ما تمام نکردى، راهنما نفرستادى، ما از این جهت گمراه شدیم. در قرآن مکرر این معنا
ذکر شده است. دست اشاره ى الهى همه جا قابل دیدن
است؛ منتها چشم باز میخواهد. اگر چشم را باز نکردیم، هلال شب اول ماه را هم
نخواهیم دید؛ اما هلال هست. باید چشم باز کنیم، باید نگاه کنیم، دقت کنیم، از همه
ى امکاناتمان استفاده کنیم تا این حقیقت را که خدا در مقابل ما قرار داده است،
ببینیم.
مهم این است که انسان این مجاهدت را
بکند. این مجاهدت به نفع خود انسان است؛ خداى متعال هم در این مجاهدت به او کمک
میکند. نوزده دىِ مردم قم در سال 56 از این قبیل بود، نهم دىِ امسالِ آحاد مردم کشور
- که حقیقتاً این حرکت میلیونى فوقالعاده ى مردم حرکت عظیمى بود - از همین قبیل
است، و قضایاى گوناگونى که ما در طول انقلاب از این چیزها کم نداشتیم. این مجاهدت،
راه را به ما نشان میدهد.
_ بیانات در دیدار مردم قم در سالگرد
قیام نوزدهم دى ماه 19/10/1388
حجت بر همه تمام شد
یک نکته را
هم به جوانان عزیز انقلابى، به فرزندان عزیز انقلابى خودم، به فرزندان بسیجى - از
زن و مرد - عرض بکنم: جوانان از اطراف و اکناف کشور، از آنچه که تهتّک بیگانگان از
ایمان دینى به گوششان میخورد یا با چشمشان مىبینند، عصبانى هستند؛ وقتى مى
بینند روز عاشورا چگونه یک عدهاى حرمت عاشورا را هتک میکنند، حرمت امام حسین
را هتک میکنند، حرمت عزاداران حسینى را هتک میکنند، دلهاشان به درد مىآید،
سینههاشان پر میشود از خشم؛ البته خوب، طبیعى هم هست، حق هم دارند؛ ولى
میخواهم عرض بکنم جوانهاى عزیز مراقب باشند، مواظب باشند که هرگونه کار بى رویهاى،
کمک به دشمن است. اینجا جوانها تلفن میکنند - میفهمم من، میخوانم، غالباً تلفنها و
نامه ها را خلاصه میکنند، هر روز مى آورند، من نگاه میکنم - مى بینم همین طور
جوانها گلهمند، ناراحت و عصبانى؛ گاهى هم از بنده گله میکنند که چرا فلانى
صبر میکند؟ چرا فلانى ملاحظه میکند؟ من عرض میکنم؛ در شرائطى که دشمن با همهى
وجود، با همهى امکاناتِ خود درصدد طراحى یک فتنه است و میخواهد یک بازى
خطرناکى را شروع کند، باید مراقبت کرد او را در آن بازى کمک نکرد. خیلى باید با
احتیاط و تدبیر و در وقت خودش با قاطعیت وارد شد. دستگاههاى مسئولى وجود
دارند، قانون وجود دارد؛ بر طبق قانون، بدون هیچگونه تخطى از قانون، بایستى مُرّ
قانون به صورت قاطع انجام بگیرد؛ اما ورود افرادى که شأن قانونى و سمت قانونى و
وظیفه ى قانونى و مسئولیت قانونى ندارند، قضایا را خراب میکند. خداى متعال به ما
دستور داده است: «و لایجرمنّکم شنئان قوم على ان لاتعدلوا اعدلوا هو اقرب
للتّقوى». بله، یک عدهاى دشمنى میکنند، یک عدهاى خباثت به خرج میدهند، یک
عده اى از خباثتکنندگان پشتیبانى میکنند - اینها هست - اما باید مراقب بود. اگر
بدون دقت، بدون حزم، انسان وارد برخى از قضایا بشود، بىگناهانى که از آنها
بیزار هم هستند، لگدمال میشوند؛ این نباید اتفاق بیفتد. من برحذر میدارم جوانهاى
عزیز را، فرزندان عزیز انقلابىِ خودم را از اینکه یک حرکتى را خودسرانه انجام
بدهند؛ نه، همه چیز بر روال قانون.
مسئولین کشور بحمداللَّه چشمشان هم
باز است، مىبینند؛ مىبینند مردم در چه جهتى دارند حرکت میکنند. حجت بر همه
تمام شده است. حرکت عظیم روز چهارشنبهى نهم دى ماه حجت را بر همه تمام کرد.
مسئولین قوهى مجریه، مسئولین قوهى مقننه، مسئولین قوهى قضائیه، دستگاههاى
گوناگون، همه میدانند که مردم در صحنهاند و چه میخواهند. دستگاهها باید
وظائفشان را انجام بدهند؛ هم وظائفشان در مقابل آدم مفسد و اغتشاشگر و ضدانقلاب و
ضدامنیت و اینها، هم وظائفشان در زمینهى ادارهى کشور.
_ بیانات در دیدار مردم قم در سالگرد
قیام نوزدهم دى ماه 19/10/1388
راه انقلاب این است
بدخواهانى
که سى سال است علیه این انقلاب و علیه این مردم هر کارى توانستند، کردند، اینها هم
فرصت را مغتنم شمردند و با تبلیغاتِ خودشان وارد میدان شدند. بیش از این، کارى
نمیتوانستند بکنند. اگر آمریکائىها و انگلیسىها و صهیونیستها میتوانستند نیرو
وارد خیابانهاى تهران بکنند، یقین بدانید میکردند. اگر برایشان امکان داشت که با
حضور وابستگان و مزدوران خودشان از خارج، عرصه را آنچنان که میخواهند، هدایت کنند،
میکردند. منتها میدانستند که این کار به ضررشان تمام میشود. تنها کارى که
میتوانستند بکنند، این بود که در صحنهى تبلیغات، در صحنهى سیاست جهانى، از
آشوبگر، از اغتشاشگر حمایت کنند. رؤساى جمهور کشورهاى مستکبر در این قضیه وارد
میدان شدند؛ اغتشاشگران خیابانى و خرابکارانى را که با آتش زدن میخواهند موجودیت
خودشان را نشان بدهند، ملت ایران نامیدند؛ شاید بتوانند اوضاع را آنچنان که طبق
میل خودشان است، در افکار عمومى دنیا و کشورمان تصویر و ترسیم کنند؛ اما شکست
خوردند.
قوىترین و آخرین ضربه را ملت در روز
نهم دى و بیست و دوى بهمن وارد کرد. کار ملت ایران در بیست و دوم بهمن، کار عظیمى
بود؛ نُه دى هم همین جور. یکپارچگى ملت آشکار شد. همهى کسانى که در عرصهى سیاسى به هر
نامزدى رأى داده بودند، وقتى دیدند دشمن در صحنه است، وقتى فهمیدند اهداف پلید
دشمن چیست، نسبت به آن کسانى که قبلاً به آنها خوشبین هم بودند، تجدید نظر کردند؛
فهمیدند که راه انقلاب این است، صراط مستقیم این است. در بیست و دوى بهمن، ملت همه
با یک شعار وارد میدان شدند. خیلى تلاش کردند، شاید بتوانند بین ملت دودستگى ایجاد
کنند؛ اما نتوانستند. و ملت ایستاد؛ این پیروزى ملت بود. از بیست و دوم خرداد تا
بیست و دوم بهمن - هشت ماه - یک فصل پرافتخار و پرعبرتى براى ملت ایران بود؛ این
یک درس شد. آگاهى جدیدى به وجود آمد. فصل تازهاى در بصیرت ملت ایران گشوده شد.
این یک زمینهى بسیار مهمى است. باید بر اساس این زمینه، حرکت کنیم.
_ بیانات در اجتماع زائران و مجاوران
حرم مطهر رضوی 01/01/1389
لحظهی نیازها
شوراى شما
بحمدالله این خصوصیت را داشته است. دلائل زیادى هم براى این هست؛ آخرىاش همین نهم
دى است؛ قبلش - ده سال قبل از این - 23 تیر است که اشاره فرمودند؛ آن روز هم نیاز لحظهها بود؛ این یک
کار متعارف و معمولى نبود. راهپیمائى مردم در بیست و دوى بهمن با همهى عظمتى که
دارد - که حالا عرض خواهم کرد - یک کار متعارف است، یک کار روانشده است، شناختهشده
است، متوقع است که انجام بگیرد و انجام میگیرد؛ اما بیست و سهى تیر در سال 78، یک
کار متعارف نبود، یک کار متوقع نبود؛ اهمیت داشت که این مجموعه بداند و بفهمد که
این کار در آن شرائط، لازم است و آن را انجام بدهد. کار نهم دى ماهِ امسال هم همین
جور بود. شناختن موقعیت، فهمیدن نیاز، حضور در لحظهى مناسب و مورد نیاز؛ این اساس
کار است که مؤمن باید این را هم با خود همراه داشته باشد تا بتواند وجودش مؤثر
بشود؛ آن کارى را که باید انجام بدهد، بتواند انجام بدهد. خوب، الحمدلله شوراى
هماهنگى تبلیغات این خصوصیت را داشته است، نشان داده است؛ هم در دههى اول، در
اوضاع و احوال گوناگون آن دهه - در دوران دفاع مقدس، قبل از دفاع مقدس، بعد از
دوران دفاع مقدس - هم بعد از رحلت امام در مناسبتهاى مختلف که قلههائى را در
تاریخ ما به وجود آورد. یکى از این قلههاى فراموش نشدنى، همین نهم دى امسال بود.
_ بیانات در دیدار با اعضای شوراى
هماهنگى تبلیغات اسلامى 29/10/1388
یک حرکت بدون فراخوان
راز
ماندگارى این انقلاب، اتکاى به ایمانهاست؛ اتکاى به خداست. لذا شما مىبینید آن
روزى که تودهى عظیم مردم در سرتاسر کشور احساس کنند که دشمنىاى متوجه انقلاب
است، احساس کنند که دشمنىِ جدىاى وجود دارد، بدون فراخوان حرکت میکنند مىآیند.
روز نهم دى شما دیدید در این کشور چه اتفاقى افتاد و چه حادثهاى پیش آمد. دشمنان
انقلاب که همیشه سعى میکنند راهپیمائىهاى میلیونى را بگویند چند هزار نفر آمدهاند
- تحقیر کنند، کوچک کنند - اعتراف کردند و گفتند در طول این بیست سال، هیچ حرکت
مردمىاى به این عظمت در ایران اتفاق نیفتاده است؛ این را نوشتند و گفتند. آن کسانى که سعى در کتمان حقائق
دربارهى جمهورى اسلامى دارند، این را گفتند. علت چیست؟ علت این است که مردم وقتى
احساس میکنند دشمن در مقابل نظام اسلامى ایستاده است، مىآیند توى میدان. این
حرکتِ ایمانى است، این حرکتِ قلبى است؛ این چیزى است که انگیزهى خدائى در آن وجود
دارد؛ دست قدرت خداست، دست ارادهى الهى است؛ این چیزها دست من و امثال من نیست.
دلها دست خداست. ارادهها مقهور ارادهى پروردگار است. وقتى حرکت خدائى شد، براى
خدا شد، اخلاص در کار بود، خداى متعال اینجور دفاع میکند. لذا میفرماید: «انّ اللَّه یدافع عن الّذین امنوا».
این را دشمنان نظام اسلامى نمیفهمند، تا امروز هم نفهمیدند؛ لذا تهدید میکنند، حرف
میزنند، روشهاى گوناگون را به کار میگیرند، به خیال خودشان میگردند نقطه ضعف براى
جمهورى اسلامى پیدا کنند؛ گاهى اسم حقوق بشر را مىآورند، گاهى اسم دموکراسى را مىآورند؛
ترفندهائى که امروز براى مردم دنیا حقیقتاً ترفندهاى مسخره است. میگویند افکار
عمومى؛ اما افکار عمومى اگر این حرفها را از آمریکا و صهیونیسم باور میکرد، اینجور
در دنیا، در کشورهاى مختلف، ملتهاى مختلف، در مواقع گوناگون، نفرت خودشان را از
این سران مستکبر نشان نمیدادند، که مىبینید نشان میدهند. هر جا سفر میکنند، گروهى
از مردم علیهشان شعار میدهند. پیداست که افکار عمومى دنیا فریب ترفندهاى اینها را
نخورده است.
_ بیانات در دیدار فرمانده و پرسنل
نیروى هوائى ارتش جمهوری اسلامی ایران 19/11/1388
بدون علما ممکن نبود
یک مسئلهى
بسیار مهم و استثنائى است؛ یکى از تمایزات نظام جمهورى اسلامى این است. مجموعهى
خبرگان، مجموعهى علماى صاحبنام و صاحب شأن در بین مردم، و مورد اعتماد مردم در
همهى قضایا، بخصوص در قضیهى بسیار مهم رهبرى و انتخاب رهبرى و قضایاى مربوط به
آن محسوب میشود. و همین حضور اثرگذار و حساس در بین مردم، آثار و برکات خودش را
داشته است و دارد. حضور مردم در حوادث بزرگ و مهم و
اعلان موضعى که میکنند - مثل راهپیمائى مهم بیست و دوم بهمن، که واقعاً یک پدیدهى
عظیمى بود در تاریخ انقلاب در این شرائط و با این اوضاع و احوال؛ و قبل از آن،
حضور مردم در خیابانها در سراسر کشور در نهم دى - بدون اینکه علما و راهنمایان
معنوى مردم که مورد اعتماد آنها هستند، دلهاى مردم را به حقائق این انقلاب متوجه
کنند، میسر نمیشد. نقش علماى دین در هدایت مردم، منحصر نمیشود به هدایت در امور
فرعى و مسائل شخصى و اینها. مهمتر از همهى اینها، هدایت مردم است در مسئلهى عظیم
اجتماعى و مسئلهى حکومت و مسئلهى نظام اسلامى و وظائفى که مترتب بر این هست در
مقابلهى با حوادث جهانى. یقیناً اگر نقش علماى دین و راهنمایان روحانى حذف میشد و
وجود نمیداشت، این انقلاب تحقق پیدا نمیکرد؛ این نظام به وجود نمىآمد و باقى
نمیماند، با این همه مشکلات فراوانى که در سر راه این انقلاب به وجود آوردند.
بنابراین علماى دین - که از جملهى برترین آنها، مجموعهى خبرگان هستند - تأثیر
ماندگار و مستمرى در حوادث جامعه و سرنوشت جامعه دارند؛ که خوب، آثارش را
بحمداللَّه مىبینیم.
_ بیانات در دیدار اعضاى مجلس خبرگان
رهبرى 06/12/1388
دنیا خیره شد
شما دیدید
فتنهاى به وجود آمد، کارهائى شد، تلاشهائى شد، آمریکا از فتنهگران دفاع کرد،
انگلیس دفاع کرد، قدرتهاى غربى دفاع کردند، منافقین دفاع کردند، سلطنتطلبها دفاع کردند؛ نتیجه چه
شد؟ نتیجه این شد که در مقابل همهى این اتحاد و اتفاق نامیمون، مردم عزیز ما، ملت
بزرگ ما در روز نهم دى، در روز بیست و دوى بهمن، آنچنان عظمتى از خودشان نشان
دادند که دنیا را خیره کرد. ایران امروز، جوان امروز، تحصیلکردهى امروز، ایرانیان
امروز، آنچنان وضعیتى دارند که هر توطئهاى را دشمن علیه نظام جمهورى اسلامى زمینهچینى
کند، به توفیق الهى توطئه را خنثى میکنند. منتها توجه داشته باشید؛ باید تقوا
پیشه کنیم. آنچه ما را قوى میکند، تقواست؛ آنچه ما را آسیبناپذیر میکند، تقواست؛
آنچه ما را به ادامهى این راه تا رسیدن به اهداف عالیه امیدوار میکند، تقواست.
_ خطبههاى نماز جمعهى تهران در حرم
امام خمینى (ره) در بیست و یکمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینى (ره) 14/03/1389
هیچ کس نگوید من تکلیفى ندارم
آنچه که
براى ما لازم است، این است که آحاد مردم، مسئولین، غیر مسئولین، بخصوص جوانها،
بخصوص کسانى که سخن و حرفشان تأثیر دارد، احساس مسئولیت حضور در صحنه را از دست
ندهند. هیچ کس نگوید من تکلیفى ندارم، من مسئولیتى ندارم؛ همه مسئولند. مسئولیت
معنایش این نیست که اسلحه ببندیم، بیائیم توى خیابان راه برویم؛ در هر کارى که
هستیم، احساس مسئولیت کنیم؛ مسئولیت دفاع از انقلاب و از نظام جمهورى اسلامى؛ یعنى
از اسلام، یعنى از حقوق مردم، یعنى از عزت کشور. این، شرط اول: همه باید این احساس
مسئولیت را داشته باشیم. و من مىبینم که این احساس مسئولیت را داریم. این را مردم
کشور ثابت کردند، ثابت میکنند؛ حالا یک نمونهى واضحش همین 9 دى بود که اشاره
کردند؛ نمونههاى دیگرى هم هست؛ 22 بهمن در پیش است، دههى فجر در پیش است. مردم
حضور خودشان را، آمادگى خودشان را، سرزندگى و نشاط خودشان را نشان دادهاند، باز
هم نشان خواهند داد.
_ دیدار مردم مازندران در سالگرد حماسه
6 بهمن 6/11/1388
مشتی بر دهان فتنهگران
فتنهى سال گذشته جلوهاى از توطئهى دشمنان بود؛ فتنه بود. فتنه یعنى کسانى شعارهاى حق را با محتواى صددرصد باطل مطرح کنند، بیاورند براى فریب دادن مردم. اما ناکام شدند. هدف از ایجاد فتنه، گمراه کردن مردم است. شما ملاحظه کنید؛ مردم ما در مقابلهى با فتنه، خودشان به پا خاستند. نهم دى در سرتاسر کشور مشت محکمى به دهان فتنهگران زد. این کار را خود مردم کردند. این حرکت - همان طورى که گویندگان و بزرگان و همه بارها گفتهاند - یک حرکت خودجوش بود؛ این خیلى معنا دارد؛ این نشانهى این است که این مردم بیدارند، هشیارند. دشمنان ما باید این پیام را بگیرند. آن کسانى که خیال میکنند میتوانند میان نظام و میان مردم جدائى بیندازند، ببینند و بفهمند که این نظام، نظام خود مردم است، مال مردم است. امتیاز نظام ما به این است که متعلق به مردم است. آن کسانى که با همهى وجود نظام جمهورى اسلامى را و اسلام را و این پرچم برافراشته را در این کشور نگه داشتهاند، در درجهى اول خود مردمند؛ دشمنان ما این را بفهمند. سردمداران دولتهاى مستکبر - و در رأس آنها آمریکا - علیه ملت ما حرف میزنند، توطئه میکنند، گاهى شعار میدهند، گاهى اظهارات مزوّرانه میکنند، گاهى صریحاً دشمنى میکنند، گاهى در لفافه میبرند؛ اینها همه براى این است که تحلیل درستى از مسائل ایران و شناخت درستى از ملت ایران ندارند. ملت ما ملت بیدارى است، ملت هشیارى است.
وقتی عاشورا به کمک ملت آمد
حضور عظیم
و خروشان مردمی در 9 دی 88 ، تجلّی بارزی از هویت و ماهیت انقلاب یعنی روح دیانت
حاکم بر دلهای مردم بود.
نهم دی 88، حادثه کوچکی نیست بلکه آن
حرکت عظیم و ماندگار مردمی، شبیه حرکت بزرگ ملت در روزهای اول انقلاب است و باید
تلاش شود در سالگرد این حماسه، حرف اصلی ملت ایران، یعنی حرکت در سایه دین و تحقق
وعدههای الهی تبیین شود.
هنر اصلی امام خمینی(ره)، وارد کردن
مردم به صحنه بود و در هرجایی که مردم با شجاعت، بصیرت و عمل متناسب با ایمان خود،
وارد میدان شدند تمام مشکلات، و بزرگترین موانع در مقابل اراده مردم از بین میرود.
در هر نقطهی از جهان چنانچه مردم با
هدف و شعار مشخص و ایمان و عمل متناسب، به عرصه بیایند هیچ عاملی قادر به مقاومت
نیست و این یک نسخه کلی برای تمام ملتهاست، که امام خمینی(ره) به آن عمل کرد و
ملت ایران هم با اعتماد به امام راحل عظیمالشان، آن را بصورت عملی اثبات کرد.
آن معجزهگری که همه مردم را بسیج
کرده، به صحنه میآورد و با وجود همه سختیها آنان را در صحنه نگه میدارد، ایمان
قلبی و دینی است چرا که بر اساس ایمان دینی، شما در هر شرایطی پیروز خواهید بود و
شکست معنایی ندارد.
(با اشاره به 9 دی)، در این روز، مردم
براساس وظیفه دینی خود به میدان آمدند تا نشان دهند بر خلاف تبلیغات فتنهگران،
مردم ایران ضمن پایبندی به نظام جمهوری اسلامی از عزم و اراده دینی استوار
برخوردارند.
این فتنه، صرفا منحصر به حضور عدهای
افراد در خیابانها نبود، بلکه ناشی از یک بیماری بود که با اقدامات سیاسی و
امنیتی قابل دفع شدن نبود، و به یک حضور عظیم مردمی نیاز داشت، که چنین هم شد.
همانگونه که در ابتدای انقلاب، محرم
به کمک این مردم آمد و امام خمینی(ره) فرمود خون بر شمشیر پیروز است، در قضایای 9
دی هم، عاشورا به کمک ملت آمد و حماسه بزرگ و ماندگاری را خلق کرد.
اولاً در بزرگداشت نهم دی جنبههای
شعاری غلبه پیدا نکند و ثانیاً به عمق شعارها که حرف اصلی ملت ایران بود، توجه شود.
بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور مركز زنجان
یادواره شهدا را برگزار كرد.
یادواره شهدا توسط بسیج دانشجویی پیام نور مركز زنجان برگزار شد.
به گزارش خبرنگار نشریه افق ، این دیدار با حضور خانم قشمی از مسئولین ناحیه بسیج دانشجویی و دانشجویان دانشگاه پیام نور مركز زنجان برگزار شد.
همسر شهید میناخانی ضمن تشكر از این دیدار اظهار داشت شهید خیبرعلی با عشق و علاقه ای كه به جنگ داشت شغل خود كه كاشی كاری بود را رها كرد و خود به عنوان بسیج به جبهه اعزام شد.
وی افزود وقتی خیبرعلی فهمید كه دوستانش شهید شدند كسی نتوانست مانع از رفتن او به جنگ شود و حتی من و دخترانم نتوانستیم مانع او شویم .
ما 8 سال با هم زندگی كردیم .وقتی به جبهه اعزام میشد 4 فرزند داشتیم و فرزند 5ام هم به دنیا نیامده بود.
وی گفت : شهید خیبرعلی در سال 1362 در جزیره مجنون در عملیات خیبر به مقام والای شهادت نایل شدند.
همسر شهید افزود: آنها 5 برادر و 2 خواهر بودند كه بزرگترین فرزند خانواده خود شهید خیبرعلی بود و خبر شهادت ایشان را نیز پدر و مادر او به ما دادند.
وی افزود : 10 سال پس از شهادت خیبرعلی با برادرش سلمان میناخانی ازدواج كردم.ایشان نیز 4 امین روز شهادت خیبرعلی به خانه برگشتند اما با چند تركشی كه در بدن داشتند.
او گفت : به علت جانبازی ، سلمان میناخانی پس از چندسال دست و پنجه نرم كردن با این تركش ها بالاخره طعم خوش شهادت را چشید.
همسر شهید افزود : شهید سلمان نیز در عملیات خیبر ، و در7سالگی فاطمه ، تنها فرزند خود به شهادت رسیدند.
در پایان نیز همسر شهید برای جوانان دعایی كردند.
خاطرنشان میشود به خاطر ناراحتی فرزندان شهید ، همسر او مانع از آمدن 5دختر خود به جمع دانشجویان شدند. فقط فاطمه در این جمع حضور داشت.
دیدن آلبوم عكس شهیدان خیبرعلی و سلمان میناخانی و گرفتن عكس یادگاری با خانواده آنها از دیگر برنامه های این دیدار بود.